مامان خدیجه از بچگی عاشق قلاب و بافتنی و کاموا بوده و خودش میگه حتی با چوب کبریت هم بافتنی بافته اما این علاقه بخاطر مشغله های روزمرگی رفته رفته کمرنگ و کمرنگ شد.
اما همیشه در قلب مامان خدیجه عشق بافتنی مونده بود تا اینکه یه روز من (دخترکوچولوی مامان خدیجه) گیره های بافتنی رو توی صفحه های خارجی دیدم و یک دل نه صد دل عاشقشون شدم و تصمیمی گرفتم به مامان نشون بدم،القصه رفتیم شروع کردیم به خرید کامواهای رنگی رنگی و گیره بماند که چون جزو اولین ها تو ایران بودیم که هنر بافتنی رو با گیره و کش تلفیق کردیم خیلی مسیر دشواری داشتیم و بماند که چقدر نمیشد.. 🙂
اما بالاخره با وسواس های من و عشق مامان تونستیم اولین محصولمون رو تولید کنیم و دونه دونه رفتیم سراغ مدل های دیگه و من از تمام پروسه فیلم گرفته بودم که آخرش که شد به مامان نشون بدم بگم دیدی شد؟ و اونو با هیچ امیدی تدوین کردم و گذاشتم تو پیج خودم و برخلاف تصورم با کلی انرژی و حمایت روبه رو شدیم و اولین سفارشامون رو گرفتیم و من به غیر از همه اینهمه عشق و انرژی که راه افتاده بود محو خوشحالی و عشق و تلاش مامانم برای علاقش شده بودم و طلا بافت و گیره هاش به کل ایران رفتن از ارومیه و آذربایجان تا شیراز و سیستان و بلوچستان و کلی رضایت شما از بافته های ما که بیشتر بهمون انرژی میده واسه ادامه دادن .
و حالا ما اینجاییم کنار شما با بچه منو مامانم طلابافت خانوم که برای شما با بهترین متریال و به تمیز ترین حالت ممکن گیره ها و کش های خوشگل با عشق برای دخترای زیبای ایران خانوم ببافیم.